آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ پيوندها
همه جوره عـکس-متن-خبر.... دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟
***
تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشق کن ای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟
***
مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟
***
مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟
***
خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟
***
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
مهدی فرجی
شاد باشید نظرات شما عزیزان:
səlam. təbrizdən neçə əksə baxın.nəzər vermaği unutmiyin.yaşa
جمعه 20 خرداد 1390برچسب:, :: 15:50 :: نويسنده : محلا
![]() ![]() |